مطالب عاشقانه و خاطرات زندگی

چقدر سخته تو چشمای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی وبه لبریز کینه ونفرت حس کنی هنوزم(دوستش داری)،چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که دوسش داری،چقدر سخته گل باغ آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
(اما در مورد خودم:متولد یکم فروردین1367هستم،حالا هم اون چیزهایی که تو زندگیم برام اتفاق افتاده و تجربه کردم روبراتون می نویسم)


دیدی اونم رفت

سلام به دوستای عزیز گلم امیدوارم  که حالتون خوب خوب باشه انگاری از پست قبلیم زیاد خوشتون نیومد خوب حق دارین.بگذریم حالا واسه امروز  چند مطلب گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد.

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ، اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...
دوست داشتم برق چشمانت را مرهمی کنی بر زخمهای دلم اما لیاقتش را نداشتم....

مدتها بود که به راه های رفته... به گذشته های دور خیره شده بودی ...من تک و تنها پارو می زدم و دستهایم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هیچ نگفتم چون زندگی به من اموخته بود صبورانه باید جنگید ...

به من اموخته بود که در سرزمینی که تنها اشک ها یخ نبسته اند باید زندگی کرد...
اما امروز دریافتم که حجمی که در قایق من نشسته بود جز مشتی هیچ چیز دیگری نبود...
و ای کاش زود تر قایقم را سبکتر کرده بودم...

با این همه... بهترینم دوستت دارم ... هرگز فراموشت نمی کنم...
 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com
تا حالاشده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟به خودت می گی اصلاً واسه چی دوستش دارم؟ مگه کیه؟ مگه واسم چیکار کرده؟ مگه چی داره که از همه بهتر باشه؟ اصلاً من که خیلی از اون بهترم.... بعد به خودت می خندی که اصلاً واسه چی اینقدر خودتو اذیت کردی؟
یهو، یه چیزی یادت میاد.... یه چیز ِخیلی کوچیک.... یه خاطره.... یه حرف.... یه لبخند.... یه نگاه.... و بعد.... همین.... همین کافیه تا به خودت بیای و مطمئن بشی که نمی تونی فراموشش کنی.... نمی تونی دوستش نداشته باشی.... اصلاً نمی خوای که دوستش نداشته باشی.... آخه همه زندگیته خوب! وجودته.....!! خیلی دوست دارم عشقم.....

هیچ کس این چنین سحر امیز نمی توانست مرا ببرد آنجایی که مردمانش به هیچ دل می بندند با هیچ زندگی می کنند به هیچ اعتقاد دارند و با هیچ می میرند!





یکشنبه 18 بهمن 1388 توسط بهمن | نظرات ()
تبدیل وبلاگ به سایت

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

امروز این پستم با پست های دیگم خیلی فرق میکنه امروز من یه پیشنهاد واستون دارم الان اگه آدرس وب منو ببینین با دو اسم می شناسین یعنی هم با این اسم www.djbahmanbbb.mihanblog.com  و هم با اسم www.djbahmanbbb.tk می شناسین از مزایای این کار اینه که اولا وبتون تبدیل میشه به یه سایت، دوما وبتون یه اسم جهانی پیدا میکنه،سوما آدرس وبتون کوتاه تر میشه، چهارم این که مطالب وبتون رو با آدرسی زیباتر به دوستاتون معرفی میکنین.

حالا  بهتره که بریم سر اصل مطلب اونایی که دلشون میخواد وبشون یه اسم جهانی پیدا کنه من میتونم این کارو براشون انجام بدم البته من این کارو  فقط برای دوستایی که تو لیست لینکدونیم هستن انجام میدم.اینم بهتون بگم هیچ تغییری در تنظیمات وبتون انجام نمیشه شما میتونین مثل قبل تنظیمات وبتونو انجام بدین فقط این آدرس وبتونه که تغییر میکنه.

شاید بعضی از دوستان با خودشون فکر کنن که این کار هزینه بر هستش اما این طور نیست من این کارو بدون هیچ هزینه ای انجام میدم.

حالا اونایی که میخوان وبشون یه اسم جهانی داشته باشه بهم اطلاع بده. 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

حالا براتون چند تا مطلب عاشقونه میذارم تا نگین عاشقونه نبود

بهانه ای عزیز جان من من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم یک بهانه ی پوچ عاشقانه می خواهم از غمی که می دانی با تو بودنم ، مرگ است بی تو بودنم هرگز گر بهانه این باشد من بهانه می گیرم عاشقانه می میرم
 
گل زیبای من بر من نظر کن نگاه گرم تو بس دلنشین است ببین دستان سرد

بی پناهم تمام هستی من بند این است از آن روزی که فهمیدم خطایم دگر صبر و قراری در برم نیست

همه امید من برگشتن توست بجز عشقت هوایی در سرم نیست نمی دانی از آن روزی که رفتی همه

روزم چو شب تاریک و تار است سرم زیرپر افسردگی هاست حساب دردهایم بی شمار است همه امید

من بازا که بی تو چو مرغی بال و پر بشکسته مانم همه امید من بخشایش توست بیا ای مهربان آرام

جانم  ........ 





سه شنبه 6 بهمن 1388 توسط بهمن | نظرات ()
اشک عاشق

قطره؛ دلش دریا می خواست

خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!

                            قطره عبور كرد و گذشت

                                  قطره پشت سر گذاشت

                                        قطره ایستاد و منجمد شد

                                              قطره روان شد و راه افتاد

                                                    قطره از دست داد و به آسمان رفت


و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت


تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!

                                     خدا قطره را به دریا رساند

                                                قطره طعم دریا را چشید

                                                            طعم دریا شدن را


اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟

خدا گفت : هست!

قطره گفت : پس من آن را می خواهم

بزرگ ترین را، و بی نهایت را !


پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!

و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد

اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت

آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت

قطره از قلب عاشق عبور كرد!

و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :

حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در اشــك عــاشق است!





شنبه 26 دی 1388 توسط بهمن | نظرات ()
قانون عشق

قانون عشق: یك پسر با یك نگاه از یك دختر خوشش میاد ... و عشق از طرف اون شروع میشه ... تا جایی كه زندگیش رو پای عشقش میذاره ... اما دختر باور نمیكنه ... چون یك چیزهایی دیده و شنیده(البته تو ذهنش) ... تا دختر میاد پسر رو باور كنه ، چند سالی طول میکشه و پسر دلسرد و خسته میشه ...میذاره   میره ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه میره طرفش ... اما پسر رو پیدا نمیکنه ... اینجاست كه میگه:کاشکی همون اول عشقش رو باور میکردم و باهاش بد رفتاری نمیکردم ؛ کاشکی ...
 اما دیگه خیلی دیر شده ؛پسر همیشه با تمام وجودش دختر رو دوست داشت و به اون عشق میورزید ولی دیگه دیر شده بود و حسرت عشق  پسر برای دختر باقی مونده بود

-------------------------------------------------------------------------------

به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد

ولی به سختی میشه در قلب اون جایی پیدا کرد

به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد

ولی به سختی میشه اشتباهات خود را پیدا کرد

به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد

ولی به سختی میشه زبان رو کنترل کرد

به راحتی میشه کسی رو که دوستش داریم ار خودمون برنجانیم

ولی به سختی میتونیم این رنجش رو جبران کنیم

به راحتی میشه کسی رو بخشید

ولی به سختی میشه از کسی تقاضای بخشش کرد

به راحتی میشه قانونرو تصویب کرد

ولی به سختی میشه به آنها عمل کرد

به راحتی میشه به رویاها فکر کرد

ولی به سختی میشه برای به دست آوردن یک رویا جنگید.

به راحتی میشه دوست داشتن رو به زبان آورد

ولی به سختی میشه آن را نشان داد......






دوشنبه 21 دی 1388 توسط بهمن | نظرات ()
کاش می شد
کاش می شد می شدم مانند یک باز شکاری.... برفراز آسمان شهر او پرواز می کردم
بعد صید آن خرامان کبک خوش رفتار.... قلب اورا عاشقانه با دلم دمساز می کردم

کاش می شد می شدم یک نو گل زیبا ....تامرا می چید و در گلدان مکان می داد
آب می داد او مرا با شبنم اشکش.... این گل پومرده را هرلحظه جان می داد

کاش می شد می شدم یک مرغک زیبا....تا مرا دلدار در کنج قفس می کرد
دانه می خوردم زدست مهربان او..می پریدم دربَرَش هرلحظه ای که او هوس می کرد

کاش می شد می شدم بیت الغزل هایش....تا شود « جاوید » نام من به دیوانش
با صدای دلنوازش چون مرا می خواند....سخت می شد بار دیگر عهد و پیمانش
چند روز پیش داشتم به یکی از سخنرانی هایه آقای دکتر انوشه گوش میدادم که یه مطلبی تو اونجا گفتن که من خیلی از این سخنشون خوشم اومد گفتم براتون بزارم شاید خوشتون اومد.

حافظ میگه:

اگر آن تـرك شیرازی بدست آرد دل مـا را * بــه خــال هـــدویـش بـخـشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی در جواب حافظ میگه:

اگـر آن تـرك شیرازی بـدســت آرد دل ما را *بـه خـال هندویش بـخشـم سـر دست و تن پا را
هرآنكس چیز می بخشد زمال خویش می بخشد * نه چون حافظ كه می بخشد سمر قند و بـخارا را

دکتر انوشه هم در جواب به صائب تبریزی میگه:

اگــر آن تـرك شیـرازی بـدست آرد دل مــا را * بـه خال هـنـدویـش بـخشــم تـمـام روح واجــــزا را
هر آن كس چیز می بخشد بسان مرد می بـخشد* نه چون صـائب كه می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دسـت و تـن وپـا را به خاك گور می بخشنـد* نـه بر آن ترك شـیرازی كه برده جمله دل ها را




دوشنبه 7 دی 1388 توسط بهمن | نظرات ()
....حقایقی در مورد زندگی و



At least 5 people in this world love you so much they would die for you
حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند

At least 15 people in this world love you, in some way
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند

The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد

A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like you
یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود
حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند

Every night, SOMEONE thinks about you before he/ she goes to sleep
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کند

You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستی

Someone that you don't know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستی

When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود

When you think the world has turned it's back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای

Always tell someone how you feel about them
you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند احساس بهتری خواهی داشت

If you have great friends, take the time to let them know that they are great
وقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند

---------------------------------------------------------------

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم

که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از

پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو

قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی

برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و

دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر

گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت

کنید..درضمن این نامه برای شماست..!

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن

چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت

نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت

بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.

(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..

آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به

خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم...

 





چهارشنبه 29 مهر 1388 توسط بهمن | نظرات ()
تقدیم به تو که فکر می کردم، سرزمینت عطر دارد، امید دارد، بهار دارد...

dani-radcliffe-barg

هر برگی كه دست روزگار از دفتر زندگانیم جدا می كند،

 

آرزویی شیرین را با خود به همراه دارد كه با فنا شدنش،

 

جزئی از وجود مرا به تباهی می كشاند؛؛؛

 

و من هر روز در انتظار برگی دیگرم؛؛؛

 

ولی افسوس كه آن روزهای خوش هرگز فرا نخواهند رسید...

 

و شاید روزی كه از آن می گریزم فرا رسد و من در گورستان آرزوهایم،

 

در زیر خروارها خاك كه جسم نحیفم را در آغوش گرفته به ابدیت بپیوندم...

کجا رفت اون همه دوستت دارم ها...؟


کجا رفت اون همه فدایت شوم ها...اون همه قربونت برم ها...؟


می گفت: من بدون تو نمیتونم زندگی کنم...


می گفت: اگه از تو جدام کنن می میرم...


می گفت: نکنه یه روز تنهام بزاری و بری؟؟؟


می گفت: هر طور شده تو رو بدست میارم...


می گفت: تو عشق منی، عمر منی و تموم زندگی منی...


مگه میشه این حرفا تو خاطره ام زنده بمونه و نسوزم؟؟؟


خدایا تو که شاهد بودی اون چی بهم می گفت...


خودت شاهد تموم یکرنگی و خلوص و پاکی عشقم بودی...


خودت می دیدی و نظاره گر بودی که چقدر صادقانه دوستش داشتم...


راستی خدا جونم ازش بپرس و بهش بگو: چرا تنهام گذاشت...


بهش بگو: من خودم شاهد بودم که اون چقدر صادقانه دوستت داشت...


پس چرا با احساساتش بازی کردی و با رفتنت آتیشش زدی؟؟؟


خداجونم حتما بهش بگو و جوابمو بده...منتظرم





دوشنبه 6 مهر 1388 توسط بهمن | نظرات ()
زمانه

تقدیم به چشمهایی كه در راه ماندند و دلهایی كه آنها را ندیدند.
تقدیم به اشكهایی كه غرورشان شكست و عهدهایی كه كسی آنها را نبست.

زندگی شیبی است، عشق سیبی است و وای به حال آنكه در عشق پایبند نظم و ترتیبی است، و اما تو، قرار نبود آن وقتهای تو جایشان را با این وقتهای من عوض كنند، قرار نبود عشق من مثل گیلاس، بوسه، عیدی ، تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشه. قرار نبود كسی سختش باشد بگوید
‍‌‌‌‍« دوستت دارم».
قرار نبود كسی به هوای شكستن دل دیگری بماند. قرار بود هر كس به هوای شكستن دل خودش بماند.
قرار نبود هر چه قرار نیست باشد باشد، قرار تنها بی قراری بود و بس...!

گمان نمی كنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد، اما یقین دارم كه كودك دلت كمتر از پیش بهانه لالایی های شعر گونه ام را می گیرد.
مهم نیست فقط یك چیز یاد همه بماند: اگر اتفاقی كه نباید بیفتد، افتاد، تنها برایت می نویسم، خودت خواستی، تقصیر من نبود.
زیر امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های همدیگر باشیم.

زمانه! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت

تنها نشدن نیست ..... هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا این قدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا

نمیشه ... اگر هم دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا این قدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی

تو را دوست می دارم نمی دانم چرا؟!

شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من
حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد

ولی سخت در این مكتوب فرو نشته ام
كه چه كسی مرا دوست می دارد؟!

ای فرشته نازل شده بر چشمانم ، ای شقایق زندگی ام
ای تنها ستاره آسمان قلبم ، ای زیبا ترین زیبایی محبت

ای بهانه خواب شبهایم ، ای تنها نیاز بودنم
ای آغاز روز بودنم ، ای نیمه پنهان من

و تو ای معشوقه من
تو را با تمام وجود دوست می دارم و می پرستم...

این خانه قشنگ است ولی خانه ی من نیست، من خانه به دوشم ...





پنجشنبه 1 مرداد 1388 توسط بهمن | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  


چقدر سخته تو چشمای کسی که تموم عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی وبه لبریز کینه ونفرت حس کنی هنوزم(دوستش داری)،چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که دوسش داری،چقدر سخته گل باغ آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک
(اما در مورد خودم:متولد یکم فروردین1367هستم،حالا هم اون چیزهایی که تو زندگیم برام اتفاق افتاده و تجربه کردم روبراتون می نویسم)
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
بهمن
رقص روی سیم های خاردار
رقص یادها
من و خیابون خاطره ها
لالایی برای زندگی
تب تلخ(سارا جون)
قلب پاک تو...
سلامی دوباره
سر زمین من(تینا جون)
**سایه های تردید**
دلسپردگان(به قلم عسل)
دختر ایرونی
حناس
هواداران همیشگی حمید عسگری
..*آواره واژه ها*..
دنیای ستارگان....
دریاب مرا....
عسل خانوم
عاشقانه های نرگس
اینجا خونه منه
به جهنم افکار خوش آمدید دوستان
ناگفته های گفتنی
دخترای خوشگل
time is short
شعر نو
سفر به شهر کودکی
عاشق خاکی
انجمن دختران پشت بوم نشین
روشنفکران
اتفاقی در یک شب بارانی
کلبه ویرانی
عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشته ای
به کدامین گناه به بیداری شب محکومیم
من میخوام عوض شم
خداوندا دستانم خالیند و دلم غرق آرزوها
دختر صحرا
ورود آقا پسرها ممنوع
آی مردم من غریبستانیم
کد قالب برای وبلاگ
همه پیوندها
هفته سوم بهمن 1388
هفته اول بهمن 1388
هفته سوم دی 1388
هفته اول دی 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اول مهر 1388
هفته اول مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
دیدی اونم رفت
تبدیل وبلاگ به سایت
اشک عاشق
قانون عشق
کاش می شد
....حقایقی در مورد زندگی و
تقدیم به تو که فکر می کردم، سرزمینت عطر دارد، امید دارد، بهار دارد...
زمانه
برایم از عشق بگو
مدل مختلف دختر
عاشق واقعی
حرفهای دلتنگی
زیر باران
تظاهر
خاطره
لیست آخرین مطالب
عشق و نفرت
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
اینم کد قالب برایه اونایی که میخوان وبلاگشون قشنگتر دیده بشه
خاطره ای نهم
خاطره ای هشتم
خاطره ای هفتم
خاطره ای ششم
خاطره ای پنجم
خاطره ای چهارم
خاطره ای سوم
خاطره ای دوم
خاطره ای اول
اگه از وبلاگم خوشتون امد یه نظری هم بدین متشکرم





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید






از این که به وبم سر زدین ممنون بازم بیاین منتظرتون هستم ****ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد